چی بگم.
وقتی که آفتاب نمی تابه.وقتی بارون نمی باره.
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون می ناله
وقتی دیواری به دستی نمی لرزه.
دل سلاخی از این حوض پر از خون نمی ترسه...
چی بگم.
زندگی با این همه غم نمی ارزه.نمی ارزه.
زندگی با این همه غم نمی ارزه.نمی ارزه.
چی بگم.
وقتی قناری تو بهارم نمی خونه.
توی آسمون ابری یه ستاره نمی مونه.
وقتی حوضا پر خون.دستا بسته است.
شعر آزادی رو هیچ کی نمی خونه.
چی بگم.
زندگی با این همه غم نمی ارزه.نمی ارزه.
زندگی با این همه غم نمی ارزه.نمی ارزه.
با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت.
رو به سوی ظلمت شب های بی فردا گریخت.
بی تو ای آزادی ای والا کلام.
گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت...
Saman.1355
Ebi.khab
من هنوزم خواب می بینم.که دوره دوره وفاست.که اعتبار عشق به جاست
من هنوزم خواب میبینم
من هنوزم خواب می بینم.که این خودش غنیمته.برای دیگرون یه خواب.برای من حقیقته
من هنوزم خواب می بینم
سوته دلان یکی یکی.تموم شدن سوته دلی.نمونده غیر از خود من
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه.حقیقت آدم و فریاد بزنه
هنوز تو قصه های من رنگ وریا جا نداره.دروغ نمیگن آدما دشمنی معنا نداره
هنوز تو قصه های من هیچ کسی تنها نمیشه.کسی به جرم عاشقی خسته وتنها نمیشه
هنوز تو دنیای من هر آدمی یه عالم.گل نمی فروشن به هم.گل مثل قلب آدمه
گل مثل قلب آدمه
سوته دلان یکی یکی.تموم شدن سوته دلی.نمونده غیر از خود من
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه.حقیقت آدم و فریاد بزنه
Saman.1355
با با بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره.ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوست داره
روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا.تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا
مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام ومعرقت.که تو با مااین جور بد تا میکنی ای بی معرفت
راستش وبخوای دیگه خسته شدم رک بگمت.به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت
به خدا عشقی که ذلت بیاره کشک عزیز.جون هرچی مرده این قد دیگه آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش.نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش
دیگه اون دنیای پر رنگ و چل چراغت نمیخوام.واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمیام
قاطی کردم بدرقه ام میخوام که قیدت بزنم.میخوام این دندون عاریه رو از ته بکنم
عشقی که ما پی شیم بی شیله پیله صادقه.همه مردم میدونن که مشکی End عاشقه
با با بی خیال.
بی خیال.
بی خیال......
Reza sadeghi.
Saman.1355
هر کاری کردم که ترو گم کنم از خاطره هام.به در بسته خردم و باز از تو گم شد لحظه هام
خاطره های بودنت چه جور فراموشش کنم.دلی که تو آتیشش زدی چه جوری خاموشش کنم
جای نگات و پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود.انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پود
دروغ نمیگم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن.اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن
جای نگات و پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود.انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پود
دروغ نمیگم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن.اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن
فکر نکنی ازت میخوام بیایی و با من بمونی.اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی
من نمی خوام مثل تو هرزی باشم توی دمن.من عاشق عشق میمونم.من عاشق عشق میمونم
من عاشق عشق میمونم
تو دیگه مردی واسه من.
Reza,sadeghi.
Saman.1355
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:8 توسط : ami$
