یکشنبه پنجم شهریور 1385
از دوست خوب و دوست داشتنیم $مهرنوش جون$
وقتی که تو پیچ جاده
آخرین نگاتو کردی
دل من یه لحظه لرزید
فک می کردم بر می گردی
فک می کردم جای عشقت
کینه تو صدام بمونه
از تو و نگاه آخر
از منو موندن بخونه
بعد از اون خدا نگهدار
زندگیم تیره و تاره
ولی عشقت توی سینم
تا همیشه موندگاره .....
م..ه...ر...ن...و...ش..
مهرنوش جان ممنون از لطفی که داری
قسم نخور که روزگار
به کام ما دو تا نبود
به هر کی عاشقه بگو
غم که یکی دو تا نبود
بگو تا وقتی زنده ام
نگاه تو سهم منه
هرجای دنیا که باشی
دلم واست پر می زنه....
م...ه....ر...ن...و...ش..
mehrnoosh jan .bazam migam ke mar30
Saman
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:41 توسط : ami$

