تو هم انگار تنهایی!
به تنهایی ام سری بزن
با یاد روزهای گذشته
لبی با هم تر کنیم
تو سیگاری بکش و من باز هم بگویم چقدر سیگار می کشی؟؟؟
انگاری اصلا فکر خودت نیستی!
تو هم باز با اون قیافه حق به جانب بگو
باز شروع کردی؟؟؟
هیچ وقت عوض نمی شیم
یعنی دلیلی هم نداره عوض شیم
ما همین هستیم که هستیم
اگر ما را از ما بگیرند که دیگر ما نیستیم
به تنهایی ام سری بزن
به یاد گذشته های رفاقت
گله ای کنیم از هم
تکرار مکرراتی کنیم با هم
بعد هم باز عین همیشه هر کدام رویم سوی تنهایی خود
دلم نه برای تو
برای با هم بودن تنگ شده
برای تمام آن غرها
تمام تردیدها و شک ها
برای بودنت
حتی کمرنگ بودنت
تو هم انگار تنهایی
گاهی هنوزم سایه حضورت از کوچه مان رد می شود
سرکی به پنجره مان می اندازد
و دزدکی سعی می کند بوی عطرم را با خود برایت بیاورد
خودم دیدمت سایه ات را
دلم برای تو ، برای تمام آدمهای سیاه و سفید زندگیم تنگ شده
شاید هم برای اینکه رد تو این روزها بر ساحل تنهاییم باز رخ نمایی می کند
سری به تنهاییم بزن
بعد باز هرکدام می رویم سوی تنهایی خود....
*** بر گرفته از وبلاگ یکی از دوستان به نام تبسم(عروسک سنگ صبور)*** Saman.1355
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:8 توسط : ami$

